دخترک سیزده ساله با زبان روزه کنار دار قالی نشسته بوده و قند می شکسته. با لرزش زمین دار روی بدنش افتاده و نتوانسته فرار کند. یکی از سی و پنج کشته ی روستایی بود که صددرصد تخریب شده بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:0 توسط نرگس
|