... و فکر می کنیم حالا واقعا بزرگیم و خود را متحیر احساس می کنیم که بزرگ بودن یعنی این.نه در واقع آن چیزی که در کودکی باور داشتیم. نه در واقع اعتماد به نفس. نه در واقع تملک آسان بر تمام اشیای زمین.بزرگیم چون بر شانه ها حضور صامت آدم های مرده ای را داریم ... می خواهیم از گذشته مان بسیاری کلمات بی رحمانه را بزداییم. بسیاری حرکات بی رحمانه ای را که انجام داده ایم. با این که از مرگ می ترسیدیم. نفهمیده بودیم که مرگ چقدر جبران ناپذیر و علاج ناپذیر است.(103)

فضیلت های ناچیز/ ناتالیا گینزبورگ/ محسن ابراهیم/ هرمس