وبلاگ خیلی سال پیشم را یادتان هست؟ فکر کنم 84 بود.همان که خاطرات تاکسی را در آن می نوشتم.آن موقع روزی تقریبا دو ساعت را توی تاکسی می گذراندم و چند خط مختلف عوض می کردم. به نظرم آن جای تنگ و این همه داستان بی نظیر بود. بعدها دیدم خیلی ها به این فکر کرده بوده اند و کلی کتاب در آمده. آخریش این است . .کسی برای پایان نامه کارشناسی ارشدش گفتگوهای تاکسی را ضبط کرده. و ایده هنوز هم بکر است.به اندازه تک تک ما جا دارد برای کار.