توی مترو زن کنارم نشسته و تمام مسیر را کتاب می خواند، اسم کتاب این است : کسی پشت سرم آب نریخت ، اسم نویسنده اش را یاد رفت.
چقدر این تصویر دلگیر است ، تصویر زنان میانسالی که ازدواج نکرده اند و از این کتاب ها می خوانند ، از این کتاب های دم دستی به سبک پاورقی ها ی مجله ها ی چیپ که پرند از روابط مثلا عاشقانه خیلی وقت ها بیمارگونه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 18:56 توسط نرگس
|